![]() |
![]() |
|
| تغییر کردن خیلی هم سخت نیست! اراده و پشتکار و صبر و دوستان خوب می خواهد! |
|
گفتم یه گزارش نصفه نیمه بدم و برم بخوابم که ساعت ۱۱:۳۰ و من دارم از خستگی از پا در میام!
امروز وزنم ۱۸۴.۴ پوند بود که با این همه پرخوری این هفته واقعا محشره که همینقدر مونده. شام مهمون داشتم اما تمام روز بیرون و مشغول بدو بدو بودم. ساعت ۵ رسیدم خونه و تند تند برنج رو گذاشتم و یه غذایی هم مثل سمبوسه برای بچه ها درست کردم که اگه قورمه سبزی دوست نداشتن این رو بخورن. یه کیک شکلاتی هم پختم و برای همسر جان هم یه نون گیسو. تا سالاد رو درست کردم مهمونها رسیدن. خلاصه... خودتون تا آخرش رو بخونید. الان هم ظرفها داخل ماشین ظرفشویی دیگه حوصله نکردم روی میز شام رو دستمال بکشم. فردا میام به همه سر میزنم. واقعا شرمنده که دیروز و امروز نرسیدم!
خوشگل خانمی که پروژه opengl ات مونده برام امیل کن جوابش رو برات پیدا کنم.
یکشنبه ۲۹ نوامبر (۱۸۴.۶ پوند): امروز غذام رو رعایت کردم. دو ساعت هم پیاده روی حسابی رفتم. فشار هم دیگه توی محدود ایده آله ۷۹/۱۱۹ و ضربان قلبم ورزشکاری شده ۵۹ شب هم میریم دیدن یکی از دوستان که تازه از ایران برگشتن. دیشب که کیک شکلاتی درست کردم یه ظرف هم برای اونها درست کردم. فقط الان باید برم بسته بندی و بقول زی زی جینگولیش کنم! این هم عکس نان گیسو. دستورش هم اینجاست. رژیمی نیست اما مثل نونهای بیرون هم نیست. من که یه کمی ناخونک زدم خوب بود.
ناهار ۱۵۰ گرم برنج و ۱۰۰ گرم خورشقورمه سبزی بدون گوشت و شام هم یه کمی سوپ سیبزمینی شیرین خوردم. اما خونه دوستمون یه دونه قطاب و یه دونه گز و یه کمی حلوا خوردم. این شد که کالریم بیشتر شد.
|
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
+ نوشته شده در
شنبه هفتم آذر 1388ساعت 23:23 توسط تینا |
|
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
شنبه ۲۱ نوامبر (۱۸۵.۴ پوند -۸۴.۱۷۰ کیلو ): امروز روز خوبی بود. صبح تونستم تا ۸:۳۰ بخوابم... یعنی واقعا مال مدیتیت و طب سوزنیه؟! اگه مال هر کدوم ایناست دستش درد نکنه! روی برنامه غذایی بودم. شام هم که مهمون بودیم و در طول روز کمتر خورده بودم. نمی دونم کالری شب چقدره بوده اما تقریبی ۷۰۰ می گیرم. امروز هم مافین هویج درست کردم که با همون آرد buckwheat بود. مزه اش رو دوست داشتم. ۲ ساعت هم پیاده روی کردم.
یکشنبه (۱۸۴.۴ پوند - ۸۳.۷۱۷ کیلو ): بالاخره عددی زیر ۱۸۵ رو دیدم! البته فکر میکنم یک هفته طول بکشه که این عدد تثبیت بشه. یک ساعت پیاده روی کردم. یه کمی مدیتیت. فیلم دیدم.. خرید رفتم... شام هم احتمالا مهمون دارم. خمیر پیتزا رو از دیروز گذاشتم و حسابی ترش شده. یه کمی هم سالاد مرغ درست می کنم و سالاد کاهو. اگه اومدنی شدند که غذا دارم اگه نه هم پیتزا رو امشب می خوریم و سالاد مرغ رو فردا.
دوشنبه ۲۳ نوامبر (۱۸۵.۸ پوند): امروزهوا حسابی سرد شده بود.تو هوای سرد هم که می دونید اشتهای آدم باز میشه. این شد که ....!!! تازه خیلی مجهز هم نرفتم بیرون الان حسابی سردرد دارم. نیم ساعت هم پیاده روی کردم. جلسه دوم طب سوزنی رو هم رفتم.
غیر رژیمی: چقدر دلم مسافرت می خواد! شروع کردم قیمتها رو چک می کنم اما برای کریسمس قیمتها خیلی زیاده. شاید وسط ژانویه بهتر باشه. دلم یک هفته زیر آفتاب خوابیدن و کنار دریا رفتن رو می خواد بدون دغدغه های روزمره زندگی!
سه شنبه ۲۴ نوامبر (۱۸۶ پوند): امروز بیشتر مواظب غذا خوردنم بودم. بجای قهوه شیرکاکائو خوردم. ناهارم رو هم بیرون بودم اما نصف غذا رو خوردم که حدود ۴۰۰ کالری شد. عوضش شام ۲ تا قاشق ماست و خیار و فقط دو تا کتلت که بدون روغن درست کرده بودم خوردم که هر کدوم ۹۸ کالری داشتن. نیم ساعت هم روی ترید میلی راه رفتم که همسرجان گذاشته بودش روی ماکزیمم شیب و نتونستم شیبش رو کم کنم! عوضش ۳۰۰ کالری سوزوندم! الان هم دارم از حال میرم!
چهارشنبه ۲۵ نوامبر ( ۱۸۵.۸ یا ۱۸۴.۸ پوند): صبح از بس کار داشتم یادم نموند وزنم کدوم بود! ظهر موقع ناهار رفتم برای یه جلسه دیگه طب سوزنی. یکی دیگه هم فکر کنم شنبه برم و بعد ببینم نتیجه اش چی میشه. ناهار یه ساندویچ هوماس خوردم. شام هم یه غذای سبزیجات ومرغ درست کردم. راستی دو روزه قهوه نخوردم! هورا! اما شیر کاکائو رو چرا... بنظر میاد می تونه برام جایگزین قهوه بشه. امروز یه سفر پیدا کردم که اگه تو تعطیلات کریسمس بخوایم بریم حدود ۳۵۰۰ دلار در میاد و اگه هفته بعد بریم ۲۲۰۰! البته از یه شهر نزدیکه و ۵ ساعت رانندگی داره. فردا میرم ببینم رئیسم بهم مرخصی میده؟
جمع بندی آرام رو حتما بخونید. کتلت رو پرسیده بودید: ۴۰۰ گرم گوشت کم چربی و ۳ تا سیب زمینی و یه دونه پیاز و یه حبه سیر و ادویه و نمک... (این ۱۴ تا کتلت داد که هر دونه اش ۱۰۰ کالری شد) تا اینجا روکه همه می دونید. من فقط روغن توی ماهیتابه نمی ریزم و اسپری می کنم. فقط باید یه کمی حرارتش رو کم کنید که داخلش هم بپزه. یادم بمونه ویک اند حکس این اسپری رو بذارم. من توش روغن می ریزم و پمپش می کنم. بعد اسپری می کنه. هیچ ماده دیگه ای هم توش نداره و ظرف رو هم چرب می کنه.
پنج شنبه ۲۶ نوامبر (۱۸۶ پوند): عید همگی مبارک! هم عید قربان هم روز شکرگذاری... گاهی بد نیست به خودمون یادآوری کنیم که چقدر خدا دوستمون داره و چقدر چیزهای رنگارنگ بهمون داده. ما فقط چیزهایی رو که بهمون نداده بیشتر می بینیم. خدا جونم بابت همه چیزهایی که بهم دادی و دوستشون دارم ازت ممنون... بابت همه چیزهایی که دادی و دوستشون ندارم کمکم کن یاد بگیرم دوستشون داشته باشم. امروز یک ساعتی پیاده روی کردم اما نمی دونم چه بلایی سر زانوم اوردم که درد می کنه و درست نمی تونم راه برم! صبحانه شیر و سریال خوردم. ناهار رو قرار بود با یکی از دوستام بخورم که چند سال پیش سرطان سینه گرفته بود و در حال حاضر معالجه شده. اما قبل از قرارمون زنگ زد و گفت براش جلسه گذاشتن. این شد که ناهار رو که یه ساندویچ پنیربود بدو بدو خوردم و رفتم یه جای دیگه شهر که خودم هم به جلسه ام برسم. شام هم ماهی داشتیم. بعد از شام خیلی هله هوله خوردم و کالریم خیلی بالا رفت. نمی دونم چرا ولی این روزا اصلا سیر نمیشم! البته ناهار رو درست و حسابی نمی خورم. هفته بعد سعی می کنم بیشتر مراعات کنم. همچنان قهوه نمی خورم!
جدول امتیاز بندی برای ۳۰ آبان تا ۶ آذر روز شيريني: بدون شيريني مصنوعي 3 امتياز - تا 30 كالري 2 امتياز- تا 60 كالري 1 امتياز- 60 به بالا منفي يك. روز شام زود: استاپ ساعت 6، 3 امتياز- ساعت 7، 2 امتياز- ساعت 8، يك امتياز و 8 به بعد امتياز منفي روز سبزيجات: هر فنجان سبزيجات يك امتياز روز ورزش: هر يكربع ورزش يك امتياز روز ناخنك: هر بار ناخنك نزدن يك امتياز روز لبنيات: هر فنجان لبنيات كم چرب يك امتياز روز كربوهيدرات: (اينجا منظور برنج و نان و بيسكوييت هست) بدون كربوهيدرات 3 امتياز- تا 50 كالري 2 امتياز- تا 100 كالري 1 امتياز-100 به بالا امتياز منفي
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
+ نوشته شده در
شنبه سی ام آبان 1388ساعت 23:30 توسط تینا |
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
این پسرخوشگله اسمش ایتنه. شال گردن هم داره دم در سرما نخوره! خوب این هفته روبرنامه هفتگی می ذارم که آخر هفته هدفهامو ارزیابی کنم. اهداف این هفته:
شنبه(186.4 پوند) : صبحانه یه املت سیر دار گوجه خوردم که خیلی چسبید. (چرا من فکر می کنم همه چیز با سیر خوشمزه تره!؟) بعد خونه رو مرتب و تمیز کردم و تو هوای ۲ درجه با شال و کلاه ۱ ساعت و نیم رفتیم پیاده روی... خیلی هم چسبید. ناهار هم همبرگرخونگی کبابی با گوشت کم چربی داشتیم. بعد دوباره رفتیم خرید و من ۳۰ تا ظرف برای ادویه ها خریدم. اون قبلی ها رو هم تمیز می کنم و میذارم بندازیم تو سبد خیریه. بیرون که بودیم یه شیرینی کره بادام زمینی خوردم. باز خوبه جلوی خودم رو گرفتم و به همون یه دونه بسنده کردم! شام هم ۴ تا قاشق لوبیا پلوبا یه عالمه سالاد خوردم. بعد از ظهر هم ۱ ساعت پیاده روی داشتم.
برای گرفتن ضربان قلب من خود ۶۰ ثانیه نبضم رو می گیرم اما شما می تونید ۱۰ ثانیه بگیرید و بعد ضربدر ۶ کنید.
یکشنبه ۱۵ نوامبر (۱۸۵.۶ پوند): بالاخره گلی خانم هم تشریفشون رو اوردن. امروز یه نون جدید پختم که البته رژیمی نبود و توش روغن زیتون داشت اما خیلی خوشمزه بود! صبح هوا گرمتر از دیروز بود اما یه سوزی داشت از اونهایی که نوک دماغ آدم قرمز میشه! باز هم یک ساعت و نیم پیاده روی کردیم. ناهار هم کشک بادمجون رژیمی درست کردم که کالریش ۱۶۰ تا شد. یه دونه بادمجون کبابی و یک قاشق پیاز داغ و یه دونه سیر و یه قاشق چایخوری کشک. نون رو هم حسابی تست کردم مثل چیپس شده بود. شام هم استیک و قارچ با سالاد داشتیم. البته بخاطر رسیدن گلی خانم خیلی دلم شیرینی می خواست که خرما خوردم و ۵ تا دونه اسمارتیز. کالری امروزم شد ۱۲۹۱.
دوشنبه ۱۶ نوامبر (۱۸۶.۴ پوند): امروز حالم خوب نبود سرکار نرفتم. به خورده هم شیرینی خوردم راستی کدوم سایتها براتون باز میشه که عکس عروسکم رو بذارم توش؟
راستی کسی از نانا و صبا و سوگند خبر نداره؟ خیلی وقته ازشون خبری نیست.
سه شنبه ۱۷نوامبر (۱۸۵.۸ پوند): امروز یه کار مهم کردم... قهوه نخوردم! البته به جاش چایی و نصفه لیوان شیر کاکائو خوردم. ببینم تا شنبه می تونم قهوه نخورم!؟ شیرینی هم نخوردم. غذا هم روی برنامه بود. صبح شیر و سریال - ناهار سالاد مرغ و شام خوراک مرغ و سبزیجات خوردم. نیم ساعت هم اروبیک کار کردم. میوه هم که موز و سیب و پرتقال و انار خوردم.
غیر رژیمی: از فردا نیم ساعت زودتر میرم سرکار. چقدر زمستونه اینجا! چهارشنبه ۱۸ نوامبر (۱۸۶ پوند): امروز صبح همه چمنها یخ زده بود. یه لایه یخ سفید روشون بود. بعدا پشیمون شدم که چرا کفشی پوشیدم که روی پام رو نمی پوشوند. از فردا بیشتر مواظب میشم. غذاهام همه روی برنامه بود بجز قهوه! آره زی زی جون مگه میشه من یه روز بدون قهوه سر کنم؟! این قهوه ای که من می خورم کافیینش خیلی زیاده. کافیین هم که همه می دونید اصلا برای سلامتی خوب نیست. دکتر بهم گفته باید کمش کنم اما کو گوش شنوا؟! باید ببینم می تونم بجاش شیر کاکاوی بدون شکر بخورم؟ فردا امتحان می کنم. صبحانه شیر و سریال - ناهار نون و کره بادام زمینی و شام ساندویچ گوشت چرخکرده خوردم. یه کمی بیشتر از نیم ساعت هم پیاده روی کردم. بساط میوه هم که به راهه.
پنج شنبه ۱۹ نوامبر (۱۸۶.۲ پوند):غذ رو برنامه نبودم! یعنی ناهار قرار بود با همکارام برم رستوران که بعد برنامه عوض شد و سر ظهر یه جای دیگه شهر جلسه داشتم. سر راه یه ساندویچ ساب وی مرغ هم گرفتم که نه پنیر داشت و نه سس. شام هم همسر جان هوماس درست کرده بود که با یه کمی نون و سالاد خوردیم. قهوه هم امروز نخوردم و فقط یه لیوان شیر کاکائو خوردم. ورزش هم نیم ساعت پیاده روی کردم. راستی دیشب هم برای خودم پنکیک buckwheat درست کردم. می گن خیلی خاصیت داره. کسی می دونه فارسیش چی میشه؟ گوگل میگه: گندم سیاه - دیلار. من خودم هیچ کدوم اینها رو نشنیدم.
عیر رژیمی: امروز اولین جلسه طب سوزنی بود! اولش یه خورده حوصله ام سر رفته بود اما بعد خوابم برد! فکر کنم حسابی ریلکسم کرده بود. کپل جان وبت امروز برام باز نمیشه!
جمعه ۲۰ نوامبر (۱۸۵.۴ پوند):صبحانه که یه دونه پنکیگ با پنیر خوردم. ناهار هم ساندویچ مرغ. امروز روی برنامه غذاییم بودم تا اینکه عصری همسر جان که دور و بر محل کارم بود اومد دنبالم. اتوبان هم خیلی شلوغ بود. تصمیم گرفتیم یک ساعت بریم شاپینگ تا خلوت تر بشه. بعد از یک ساعت دیدیم اصلا انگار نه انگار! انقدر ترافیک بود! این شد که تصمیم گرفتیم بریم شام بخوریم... یه رستوران افغانی نزدیک بود که خیلی تعریفش رو شنیده بودم. رفتیم و انصافا خیلی غذاش خوشمزه بود. مخصوصا نونش که داغ و تازه بود. من شامی کباب سفارش دادم که همون کوبیده خودمون بود اما ادویه اش فرق داشت. فقط یکی از کباب ها رو با یه کمی نون و سالاد خوردم (کالریش رو هم دو برابر کباب خونگی حساب کردم یعنی ۳۸۰ و برای نون هم ۱۰۰ تا در نظر گرفتم). البته برای شام آش توی آرام پز گذاشته بودم که دیگه می مونه برای فردا ناهار و کالری هر کاسه اش ۲۵۰ تاست. راستی پودر شیر کاکائو رو هم درست کردم. برای هر سروینگ ۲ قاشق چایخوری پودر کاکائو - ۲ قاشق چایخوری شکر و ۲ قاشق غذاخوری شیر خشک کم چربی رو مخلوط کردم. (البته این میشه ۴ قاشق که من ۳ قاشقش رو با آب جوش مخلوط کردم) خیلی مزه اش از پودرهای آماده بهتر بود. شاید بخاطر اینکه من خیلی شیرین دوستش ندارم و مزه کاکائو خیلی بیشتر مشخصه. کالری ۳ قاشق این مخلوط ۵۶ تا است در حالیکه پودر آماده ۱۲۰ کالریه!
جمع بندی این هفته:
|
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و سوم آبان 1388ساعت 19:23 توسط تینا |
|
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
خوب امروز فقط یه کمی پیاده روی کردم. غذام بد نبود. ظهر بیرون بودم و فقط نصف ناهار رو (که شاوارما بود) خوردم. شام هم ماهی داشتیم. اما شب سر فیلم پاپ کرن کار دستم داد! اما مقاومت کردم و شیرینی نخوردم!
امشب شب استراحت و فیلم دیدنه... فقط یه شیر کاکائوی داغ کمه...
وب آرام رو خوندم... انقدر ورزش کرده که شرمنده شدم!
شانون جون ازم در مورد ضربان قلب پرسیده بودی که آیا مال من زیادی پایین نیست. شاید بد نباشه یه کمی راجع به ضربان قلب در حال استراحت توضیح بدم. ضربان قلب در حال استراحت رو بهتره اول صبح وقتی هنوز از تخت بیرون نیومدید اندازه بگیرید. ضربان قلب پایین نشون دهنده اینه که قلب داره بهتر و موثرتر کار می کنه و بیچاره مجبور نیست هی پشت هم پمپ کنه. هر چی ضربان قلب بالاتر باشه نشون دهنده اینه که زودتر فرسوده میشه. منبع جدول زیر : http://www.netfit.co.uk/fitness/test/resting-heart-rate.htm
فردا صبح که بیدار شدید حتما ضربان قلبتون رو اندازه بگیرید و اگه زیر متوسط بودید حتما با دکترتون صحبت کنید. ورزش اروبیک برای ماهیچه های قلب خیلی خیلی خیلی خوبه و اون رو قوی می کنه بطوری که می تونید به مقدار عالی برسید و از پیری زودرس قلبتون جلوگیری کنید. |
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و دوم آبان 1388ساعت 18:18 توسط تینا |
|
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
امروز یه روز خیلی مهمه برام! ۲۰ پوند رو بالاخره کم کردم!
هدف کوچیک بعدیم رسیدن به زیر ۱۸۵ هست و هدف دومم ۱۸۰. امروز غذا رو دقیقا طبق برنامه خوردم. یه دونه قهوه هم البته بعدازظهر خوردم... بعد از کار هم همسر جان زحمت کشیده پیتزا و سالاد درست کرده بود. رسیدم خوردیم و رفتیم دندون پزشکی. وقت جرم گیری و چک آپ داشتم. دندونام سر حال اومدن! سر راه برگشتن هم رفتیم من یه پیژامه (با یه سایز بالاتنه کوچیک تر) خریدم
درخت کریسمس رو که زود نذاشتیم! الان همسایه ها دم درشون روهم چراغونی کردن! اینجا کلا توی نوامبر مردم شروع می کنن به آماده شدن برای سال نو. مثل اواسط بهمن خودمون می مونه دیگه! |
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و یکم آبان 1388ساعت 20:51 توسط تینا |
|
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
امروز خونه بودم و حسابی مشغول! درختمون رو علم کردیم اما رنگ اورنومنتاش توی درخت گم میشد. این شد که بعد از ناهار رفتیم پسشون دادیم و یک سری دیگه گرفتیم. خلاصه که تمام روز مشغول این بچه! بودیم. من عاشق اون آدم برفیم! یه عروسک هم برای روی در گرفتم اسمش رو هم گذاشتم ایتن Eaton! حیف که امروز زود تموم شد!
صبح که یک صبحانه شاهانه ای همسر جان برام درست کرد که خیلی چسبید.
غذا رو تا بعد از ظهر خیلی خوب بودم اما عصری دوباره یه جا رفتیم که شیرینی تعارف کردن و ... خلاصه که کالری و چربی و همه اینا بالا رفت! عوضش امروز ۱ ساعت ونیم پیاده روی کردم.
|
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیستم آبان 1388ساعت 20:34 توسط تینا |
|
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
امروز خیلی مواظب خوراکیها بودم! قهوه هم یه دونه بیشتر نخوردم. ناهار یه ساندویچ کره بادام زمینی خوردم. شام هم یه خوراک سبزیجات از روی دستور شانون جون و گل دختر حون درست کردم. البته چون همسر جان ۱۰۰٪ سبزیجاتی نمی خوره یه لایه هم رست بیف گذاشتم توش! خیلی خوب شد. که یه مقداریش هم موند پس فردا می برم سر کار!
بعد از کار هم نیم ساعت اروبیک کار کردم. بعد از شام هم رفتیم یه درخت کریسمس خریدیم. البته فردا معلوم می شه که اونیه که می خواستم یا نه؟! (اگه سرهم شد حتما عکسش رو می ذارم. هنوز چند تا تکه دیگه می خوام بخرم. اما فردا فروشگاهها دیر باز می کنن.) این خودش باعث شد یه یه ساعتی هم پیاده روی کردیم. البته امروز هم هوا خیلی خوب بود. دوباره هم رفتم ضربان قلبم رو گرفتم. این دفعه ۶۸ بود. اما فشارم یه کمی بالا بود ۸۲/۱۳۰ . شنبه دوباره میرم اندازه می گیرم. شاید باید نمک رو کم کنم!
|
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
+ نوشته شده در
سه شنبه نوزدهم آبان 1388ساعت 20:39 توسط تینا |
|
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
درسته که الان ۱۸۹.۸ هستم اما در کل ۲۸ پوند کم کردم. یادتون هست که توی آگوست و بعد از عملم شدم ۱۹۷. خوشبختانه همه اش کم شد البته نه به سادگی. پس در کل ۱۲.۷۵۰ کیلو کم کردم. اگه اون وزن اضافه نمی شد الان ۸۱.۸۰۰ کیلو بودم.... حیف... (البته ۱۰۰۰۰ دلار هم بیشتر پول داشتم!)
شانون جون پرسیده بودی چرا الان انقدر کم کم می کنم. یادم رفت بگم دوباره یه داروی هورمونی دیگه رو شروع کردم. این اشتهای عظیم رو هم مدیون این دوست جدید هستم. باید بقول توییگی دوباره بچسبم به ورزش وگرنه دوباره میرم روی ۱۹۷! خوب برای این هفته هدف بذارم!
امروز ناهار بقیه خوراک سوسیس و شام هم ماهی خوردم. ورزش هم خیلی انجام ندادم... فقط ۱۵ دقیقه (چه دختر بدی!) بعد از کار برای اون دوستم که بارداره کوکو بردم. یه کم هم نشستیم اما فقط چایی خوردم. (چه دختر خوبی!) شیرینی هم فقط یه آب نبات کوچولو خوردم. (اکی! یه کمی تقلب کردم دیگه!)
زی زی جان! کی گفتم غیر رژیمی نمی نویسم؟! اینجا تمرکز اصلیش روی سالم خوردن و ورزش کردنه. اما خوب من یه کمی تقلب هم می کنم و از چیزای دیگه هم می نویسم.
غیر رژیمی: در انتظار گلی خانم! (شرمنده!) ببینیم بالاخره بعد از دو ماه سر و کله اش پیدا میشه!؟ این همون نیست که می گن بودنش یه دردسره نبودنش یه دردسر دیگه؟! |
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
+ نوشته شده در
دوشنبه هجدهم آبان 1388ساعت 22:34 توسط تینا |
|
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
هنوز اون لیسته روی میزه نرفتم نگاهش کنم! صبح اول وقت یه کمی ورزش کردم و بعد رفتیم بیرون. راستش می خواستم یه درخت کریسمس بخرم. اونی که هر سال می ذارم کوچولوئه. امسال یه بزرگترش رومی خوام بذارم. اما اونی که خوشم اومد ۳۰۰ دلار بود. نمی دونم صبر کنم و ببینم آیا حراج میشه یا برم یکی دیگه بگیرم.
صبحانه: نون و پنیر و چایی ۲۰۰ میان وعده: مافین ۱۵۵ - آلو ۴۰ ناهار: ته چین ۴۴۰ - سالاد ۱۰۰ میان وعده: ۴ تا آلو ۸۰ شام: ساندویچ همبرگر (۲۵۰) نصف همیشه خوردم میان وعده: مافین ۱۵۵- انار ۵۰ - یک تکه کیک کدو ۲۷۰ (معلومخ باز مهمون داشتم؟) کالری: ۱۷۲۰ ورزش: نیم ساعت اروبیک (۳۵۰) - ۲ ساعت پیاده روی در شاپینگ! (۳۴۰) (حتی پله برقی هم سوار نشدم)
توییگی راست میگی عزیز جان! چند ماه پیش خیلی بیشتر ورزش میکردم. مرسی که یادآوری کردی. سعی می کنم حتما هر روز به خودم این روبگم. من اگه ورزشم کم بشه وزنم کم نمیشه! آرام جون... با چیزی که برام نوشتی ۱۰۰٪ موافقم. خودم هم نگرانم اگه شروع به نوشتن کنم شاید انگیزه اینجا اومدنم کم بشه! باید فعلا روی کم کردن وزن تمرکز کنم. اینطوری برام بهتره.
این هم واسه روحیه گرفتن این هفته! بعضی ها واقعا همت می کنن. کاش من هم یه کمی یاد بگیرم صاحب این وبلاگ از فوریه سال گذشته شروع کرده به کاهش وزن. وبش هم این هست. |
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
+ نوشته شده در
یکشنبه هفدهم آبان 1388ساعت 12:55 توسط تینا |
|
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
می بینید چقدر روزا سریع می گذره؟! انگار همین دیروز شنبه بود...
امروز من یه لیست بلند و بالای ۴۰-۳۰ تایی از کارهایی که باید این دو روز انجام بدم داشتم. الان این لیست به نصفه رسیده و امیدوارم که تا فردا بتونم تمومش کنم. دوباره ۵ کیلو لبو خریدم که بیشترش رو امروز پختم. تازه یه مافین لبو هم باهاش درست کردم که خیلی خوب شد. تازه خیلی هم شیرین شد.دستورش رو گذاشتم تو غذاها. دفعه بعد کمتر شکر میریزم. توی ته چین هم لبو و هویج زدم که خیلی خوب شد. راستی توی دستورهای غذاهای سنتی ایرانی چه غذاهایی با لبو داریم؟
صبحانه: سیب زمینی و تخم مرغ ۲۵۰ میان وعده: چایی ناهار: ساندویچ سوسیس ۳۷۰ میان وعده: مافین لبو ۱۵۰- انگور ۳۰ - ۵ تا پسته ۵۰ شام: ته چین ۴۴۰ - سالاد ۱۰۰ میان وعده: پرتقال ۳۵ - چایی - انار ۵۰ کالری: ۱۲۶۰ ورزش: نکردم
خیلی وقته دارم فکر می کنم از چیزای غیر رژیمی هم بنویسم یا نه؟ ولی فکر می کنم اینجا یه وبلاگ رژیمیه شاید درست نیست. از طرفی... بهر حال دارم روش فکر می کنم. |
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
+ نوشته شده در
شنبه شانزدهم آبان 1388ساعت 18:56 توسط تینا |
|
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
صفحه نخست پروفایل مدیر وبلاگ پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
من تینا 33 سالمه
قد=164 وزن 22 بهمن 1387= 207 پوند یا 94.200 کیلو وزن 18 تیر 1388 =189 پوند یا 85.800 کیلو هدف 1 = 190 پوند (18 تیر88) هدف 2 = 185 (1 آذر 88) هدف 3 = 175 |
| پیوندهای روزانه |
|
برنامه من در healthy living برنامه غذایی من در گوگل تغییرات وزنی من غذاهای رژیمی کالزی مواد غذائی Calories Burned Estimator BMI & Daily Needs Calculator آرشیو پیوندهای روزانه |
| نوشته های پیشین |
|
آذر 1388 آبان 1388 مهر 1388 شهریور 1388 مرداد 1388 تیر 1388 خرداد 1388 اردیبهشت 1388 فروردین 1388 اسفند 1387 بهمن 1387 |
| آرشیو موضوعی |
|
فعالیت تغذیه مطالب خوندنی |
| پیوندها |
|
صبا زی زی سوگند آرام سارا نانازي Shanon Gol Dokhtar نانا PUDGET Allie java queen Sarah Krista jo عاطفه مهدیه Me Topol Faranak تــوئــيــگــي شاپرک ریحانه من خوبم K8 Maryam سما جولیت Leanne |
|
RSS
|